تنهایی را دوست دارم در سکوت
سکوت را دوست دارم در شب
شب را دوست دارم برای اندیشیدن
اندیشیدن رادوست دارم برای تو
تورا دوست دارم برای خودم
خودم رادرحال با تو بودن دوست دارم ولی تو را در همه حال دوست دارم
تقدیم به بهترین بهترینها نازنین![]()
نازی عزیز تر از جانم تو را می طلبم
|
ابری |
|
نگاه انتظارم بی توابری ست خیال بی قرارم بی تو ابری ست قسم بر حرمت آیینه و گل هوای روزگارم بی تو ابری |
هی غزل می نويسم که شايد ، با صدای تو معنا بگيرد
تا مگر با زبان من و تو ، رونق عشق بالا بگيرد
هی غزل می نويسم که شايد ، تکه قلبی که در سينه مانده
در کنار دل مهربانت ، با نفسهای تو پا بگيرد
هی غزل،هی غزل،هی غزل،هی... مينويسم،نوشتی،نوشتم
تا به يمن غزل سرنوشتم در سرشت تو ماوا بگيرد
من همانم که يک روز می گفت: هيچ کس در دلم جا ندارد
من همانم که دل را ورق زد ، تا نگاهت در آن جا بگيرد
می نشينم کنار تو آنقدر تا نگاهت به چشمم بيفتد
تا که اين چشم،اين گوی لرزان ، بهره ای از تماشا بگيرد
اين تماشا تمامی ندارد تاتمام تو را دف بگيرم
تا که تنبور در دستهايت نبض اين بيتها را بگيرد
تکه قلبی که در سينه ام بود اين طرف ها بهاری نمی ديد
پس تو از شهر باران رسيدی تا دلم بوی دريا بگيرد
|
عشق یعنی قطره ای ازرازها ازپرستوها وازپروازها عشق یعنی سایبون آرزو مثل بغضی بی بهانه درگلو عشق یعنی تا ابد زیبا شدن قطره هاراکم کمک دریا شدن عشق یعنی آیت احساس ها شبنمی برلاله ها بریاس ها عشق یعنی هم اسارت دروفا درکلاس خستگی درس صفا عشق یعنی نمره های خوب وبد حل چندین مسئله درجزرومد عشق یعنی یک سبد یاس سفید درغروب آرزو شعرو امید عشق یعنی روزگاری بی ریا بی ریا تر از همیشه با خدا |

